سفر سرنوشت

من زندگی ای خواسته ام که کسی نتواند آن را خلاصه کند، زندگی ای مثل موسیقی...کریستین بوبن

 
پیامبران زندگی ما
نویسنده : جوینده - ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٤
 

نقل است که در بلخ قحطی عظیم بود، چنانکه یکدیگر را می خوردند، غلامی دید در بازار شادمان و خندان. شقیق (ره) گفت: ای غلام، چه جای خرمی ست؟ نبینی که خلق از گرسنگی به چنین روزی افتاده اند؟ غلام گفت: مرا چه باک که من بنده کسی ام که وی کدخدای دهی خاص است و چندین انبار غله دارد. مرا گرسنه نگذارد. شقیق حالش متغیر گشت. گفت: الهی! این غلام به خواجه ای که انبار داشته باشد چنین شاد باشد. تو صاحب جهان هستی هستی و روزی دهنده. ما چرا اندوه خوریم؟ به موجب این، از شغل دنیا دست برداشت و توبه نصوح کرد و روی به راه حق نهاد و در توکل به حد کمال رسید. پیوسته می گفت: من شاگرد غلامی هستم....

چند نفر تا حالا توی زندگی ما نقش اون غلام  رو بازی کردند؟؟ دارم بهشون فکر میکنم...با احساس حق شناسی... خدا میدونه چند بارتا حالا از این پیام رسانها به زندگی ما فرستاده شدن و ما صداشون رو نشنیدیم، ‌پیامشون رو درک نکردیم و با سادگی و بی اعتنایی ازشون گذشتیم ...شاید اگه یه روز پازل زندگیمون رو با همه عظمتش جلوی چشممون پهن کنیم،‌ بتونیم جای خالی این قطعات گمشده رو به وضوح توش ببینیم...خدا کنه قطعه های گمشده مون کوچک و در حاشیه باشن...ترسناکه سالها بگذره و روزی بفهمیم قطعه اصل کاری رو سر جاش نذاشتیم...یا اصلا پیداش نگردیم که بذاریم...

Your moment of awakening can come to you at any
time, and through any person. Therefore, honor all times and all people,
for the moment of your deliverance may be at hand. There will be more
than one such moment in your life. Indeed, your life has been created to
bring you just such moments.

- Neale
... Donald Walsch

"لحظه بیداری تو در هر لحظه و به وسیله هر شخصی میتواند فرا رسد...پس هر لحظه و هر فردی که وارد زندگیت میشود را قدر بدان...در زندگیت بیش از یکبار چنین لحظاتی خواهی داشت...در حقیقت زندگی برای همین است که چنین لحظاتی را برای تو به ارمغان آورد..."


 
comment نظرات ()